X
تبلیغات
باستان شناسی و تاریخ * گروه ٧مهر
به وبلاگ باستان شناسی و تاریخ گروه ٧مهر خوش آمدید
اين سایت را صفحه خانگي خود كنید ! تماس با مدیر سایت ! اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها ! لینک RSS




پروژه قطار شهری اهواز و شهر باستانی هرمزاردشیر

به نام آفریدگار خوزستان

وقتی گنجینه جوبجی در رامهرمز پیدا شد مثل دیگران تعجب نکردم و تنها آرزو میکردم که هیچ وقت در این مملکت آثار باستانی پیدا نشه تا وقتی که .... 

 بزرگتر از جوبجی هم پیدا شد ولی کسی باخبر نشد٬ بزرگتر از جوبجی بود و دادن به دانشجوهای کشاورزی و تخریب شد ولی کسی حرفی نزد ٬ بزرگتر از جوبجی پشت سدها غرق شد ولی همه لال شدن ٬ گنجینه جوبجی در مقابل آثاری که از خوزستان چه با حفاری قانونی و چه با حفاری غیر قانونی دزدیده شدن هیچی نبود

در کشور ما هر ساعت قرنها از تاریخ ما نابود میشه !!!!! وقتی اسناد و آثار تاریخی این سرزمین نابود بشه دیگه جای گلایه ای نیست که چرا اسم خلیج فارس را تغییر میدن ؟ چرا فیلم ۳۰۰ می سازن؟ چرا به گذشته ما توهین میکنند ؟ چرا فلان نویسنده دروغ مینویسه ؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟

خوزستان قلب ایرانه ٬ خوزستان غیر از نفت و گاز در صادرات غیر نفتی استان اوله٬ خوزستان با داشتن باشکوه ترین و بی نظیرترین آثار باستانی مهد تمدن ایرانه ٬ سدها و رودهای خوزستان آب و برق خیلی از شهرها را تامین میکنه ٬ کارخانه های خوزستان سهم زیادی در اقتصاد کشور دارند ٬ خوزستان ۸ سال جنگید تا پای بیگانه به ایران باز نشه ٬ امروزه داشتن قطار شهری و یا ساختن شهر پارشوماش و یا پل هشتم و هر پروژه دیگری حق هر خوزستانی هست اما توسعه و سازندگی نباید باعث از بین رفتن پیشینه ما بشه ٬ هویت ما و افتخار ما بسته به همین آثار و اسناد تاریخی هست

بعد از چند روز که اطراف فلکه های دروازه و 4شیر و فلکه فرودگاه را حصار کشیدن شایعه شد که در زیر فلکه دروازه یک زندان قدیمی بود که مربوط به زمان شیخ خزعله ولی این ماجرا را کمتر کسی باور میکرد و بعد از مدتی که پروژه متوقف شد ( شنیدم شرکت چینی کار متوقف کرد) کار دوباره با سرعت زیادی شروع شد اما اواسط ماه دی بود شایعه شد آثار باستانی زیادی پیدا شد که بدبختانه درست بود از کارگرا شنیدیم وقتی میراث فرهنگی و باستان شناسان و دیگران با خبر شدن و به محل کار اومدن کار متوفق میشد اما وقتی میرفتن کار با سرعت زیاد شروع میشد و همه چیز نابود میشد . یک روز به محل پروژه رفتیم هرچه بهونه و دروغ بلد بودیم گفتیم ولی اجازه ندادن وارد بشیم ٬ ما هنوز شخصیت و فرهنگ داشتن آثار و اماکن باستانی را نداریم ! 

به گزارش خبرنگار عصرایران  در فروردين ماه سال جاري پروژه قطار شهري اهواز عليرغم مخالفتها، اعتراضات و هشدارهاي مکرر فعالان فرهنگي، کارشناسان و باستان شناسان مبني بر وجود شهر باستاني هرمز اردشير (که به شماره 43 و در سال 1310 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است)، آغاز شد.  

اطلاعات و اخبار را از دیگر سایتها جستجو کنید

این حادثه اولین نبوده آخرین هم نیست ٬ به نظر شما باید چکار کنیم ؟

نوشته شده توسط مهرزاد بختیاری | لینک ثابت | موضوع: |

نوشته هاي هيروگليفي چگونه رمز گشايي شدند ؟

روي اين تخته سنگ ، متني به سه زبان يوناني ، دماتيك ( خط عاميانه مصري ) و هيروگليف نقش بسته بود .دانشمندان خيلي زود متوجه شدند كه اين نوشته ها همه داراي يك مفهوم ، اما به 3 زبان متفاوت هستند .به اين ترتيب ، خط شناخته شده يوناني ، كليدي براي رمز گشايي خط هيروگليف مصري شد .البته پژوهشگران مدت ها تلاش كردند تا توانستند ارتباط ميان اين زبان ها را كشف كنند ، چون كارشان را با فرضيه نادرستي آغاز كرده بودند .آنها تصور مي كردند هيروگليف خطي تصويري است ، اين اشتباه كاملا" قابل درك است . زيرا نشانه هاي خط هيروگليف در واقع ، موضوعي را به نمايش مي گذارند .

 اما در سال 1822 باستان شناسي فرانسوي به نام ژان فرانسوا شامپوليون متوجه شد كه هر نشانه اين خط معرف صدايي است و مفهومي در بر دارد .او متن را رمز گشايي كرد و دستور زبان مصري كاملي ارائه داد . با شناسايي خط هيروگليف ، ابزار جديدي در اختيار محققان قرار گرفته بود .

 حالا باستان شناسان قادر بودند اطلاعات دقيق تري از فرهنگ مصر باستان به دست آورند . امروزه سنگ رزتا در موزه لندن نگهداري مي شود .
نوشته شده توسط مهرزاد بختیاری | لینک ثابت | موضوع: نوشته هاي هيروگليفي چگونه رمز گشايي شدند ؟ |

اهرام مصر چه قدمتي دارند؟

اين بناهاي عظيم از جمله كهن ترين آثار انساني هستند كه تاكنون حفظ شده و باقي ماندند .

آنها مغرورانه و استوار ايستاده اند و اضلاع بي نقصشان بر زمينه آسمان ، آشكارا خود نمايي مي كنند . اين كوه هاي عظيم هزاران سال استوار مانده اند .

 از پيدايش اهرام و ابوالهول 4500 سال مي گذرد ، آنها در ميانه هزاره 3 پيش از ميلاد بنا شدند . و هنوز شاهدي بر هويت شاهانه مصراند كه بر دنياي ان زمان فرمان مي راندند و گنجينه فوق العاده اي براي ما به يادگار گذاشته اند
نوشته شده توسط مهرزاد بختیاری | لینک ثابت | موضوع: اهرام مصر چه قدمتي دارند؟ |

كدام يك از عجايب هفت گانه جهان در مصر قرار دارد ؟

معتبرترين سند فرهنگ مصر را در گيزه ، حدود 10 كيلومتري قاهره امروزي مي توان يافت : اهرام ثلاثه ، كه از جمله عجايب هفت گانه جهان اند . آنها در نزديكي ممفيس ، پايتخت باستاني مصر قرار دارند . اين بنا هاي عظيم ، كه در بيابان هاي شني سربرآورده اند ، براي همه ساكنان مديترانه آسنا هستند .

هر 3 هرم در كنار يكديگر واقع اند .آنها نمونه اي كاملي از اشكال هندسي اند . درست در نزديكي اهرام ، پيكره ابوالهول قرار دارد كه با ارتفاع 20 متر روي زمين نشسته است .

اهرام ، آرامگاه پادشاهان مصر باستان يا همان فراعنه هستند .

هرم خئوپس با ارتفاع 137 متر و قاعده اي مربع شكل به ضلع 231 متر ، بزرگ ترين آنهاست . بيست سال كار بي وقفه لازم بود تا بيش از دو ميليون تخته سنگ تراشيده و حمل شوند و به اين شكل روي يكديگر قرار گيرند .براي ساخت اين هرم 100000 برده تا حد مرگ تلاش كرده و آن تخته سنگ هاي 2800 كيلوگرمي را از ميان شن هاي بيابان اينجا آورده اند .

 اگر چه ابوالهول به بزرگي اهرام نيست ، اما تاثير سحرانگيزي بر بيننده مي گذارد . ابوالهول نمادي از خرد اسرار آميز ، تسلط و اقتدار شاهان باستاني است . اين اثر ، بدن شيري با سر يك انسان را نشان مي دهد كه روي زمين دراز كشيده است . بين پنجه هاي قدرتمند شير ، معبدي قرار دارد كه در مقايسه با تنديس عظيم و معما گونه بالاي سرش بسيار كوچك به نظر مي آيد .

نوشته شده توسط ساسان جهانبخشی | لینک ثابت | موضوع: كدام يك از عجايب هفت گانه جهان در مصر قرار دارد ؟ |

آيا به راستي طوفاني در گرفته بود ؟

پادشاهي سومري به نام گيل گامش حدود 2600 سال پيش از ميلاد مي زيست كه بعد ها بسياري از بابلي ها و آسوري ها ، به خط ميخي و روي لوح هاي گلي ، از دلاوري هاي او تمجيد كردند .در اين سرود هاي حماسي ، تعريف شده است كه چگونه روزي مردي اسرار آميز به نام اوت نپيشتيم اتفاقي با گيل گامش برخورد كرد . اوت نپيشتيم داستان جالب و شگفت انگيزي را براي گيل گامش تعريف مي كند :او از جانب خداوند وقوع طوفاني را هشدار مي دهد . سپس ، به همين دليل ، يك كشتي مي سازد ، خانواده ، دوستنان وهمه حيوانات اهلي و وحشي روي زمين را به آن كشتي مي برد و منتظر توفان و سيل مي ماند .

و آن توفان از راه مي رسد . هفت روز و هفت شب باراني وحشتناك و فاجعه آفرين فرو مي بارد .

آب كشتي را به حركت در مي آورد ، و سرانجام آن را بر قله كوهي مي نشاند . اوت نپيشتيم از آنجا 3 پرنده را مي فرستد تا به دنبال خشكي بگردند . داستان خيلي آشنا به نظر مي آيد و دقيقا" مشابه خبري است كه در كتاب اول موسي ( ع ) و همين طور در قران ، آمده است ، فقط در آنها به جاي اوت نپيشتيم از نوح نام برده شده است . زيرا سرود گيل گامش در پايان هزاره دوم پيش از ميلاد نوشته شده است . وكتاب عهد عتيق را يهوديان بين قرن هاي 5 تا 2 پيش از ميلاد گرد آوري كردند .

در فاصله اي بسيار دورتر ، در غرب بين النهرين باستاني و در ساحل جنوبي مديترانه ، سرزمين ديگري قرار دارد كه از فرهنگي بسيار كهن برخوردار است :مصر مردمان دوران باستان ، آثار هنري مصر را به خوبي مي شناختند ، و خاطره اقتدار حكومت هاي بزرگ مصر در اين عتيقه جات بسيار زنده و حقيقي به نظر مي آمد .

نوشته شده توسط ساسان جهانبخشی | لینک ثابت | موضوع: آيا به راستي طوفاني در گرفته بود ؟ |

خط ميخي چگونه بود ؟

در اين ميان ، از آن جهت كه پژوهشگران توانسته بودند خط ميخي را بخوانند و ترجمه كنند ، بررسي و تفسير فرهنگ هاي كهن بين النهرين براي باستان شناسان آسان تر شد . اين خط از نشانه هاي ميخ ( گره ) مانند تشكيل مي شود كه خط ها و نقطه هايي آن را كامل مي كنند .

نشانه ها با قلم هايي از جنس ني ، روي لوح هاي گلي حك مي شدند . سپس لوح هاي را با آتش يا در هواي آزاد خشك مي كردند .

از اين گونه لوح هاي گلي كه با گذشت زمان به سختي سنگ شده بودند ، از قرن 17 به بعد در سراسر خاور نزديك يافت شده است .

چند نمونه آنها را به اروپا بردند تا همچون تحفه اي كمياب از آنها محافظت شود . اما در آن زمان هيچ كس قادر نبود خط ميخي را كه شبيه جاي پاي پرنده ها بود ترجمه كند
نوشته شده توسط ساسان جهانبخشی | لینک ثابت | موضوع: خط ميخي چگونه بود ؟ |

چه كسي نينوا را كشف كرد ؟

پل اميل بوتا ، جهانگرد و فيزيكدان فرانسوي ، از مشاهده يافته هاي باستاني ناحيه خاور نزديك شگفتزده بود . و چون مرد بسيار كنجكاوي بود ، تصميم گرفت كه به كار باستان شناسي نيز بپردازد .

هنگامي كه بوتا در ناحيه بين النهرين سفر مي كرد ، عرب هاي بيابانگرد توصيه اي به او مي دهند . او به اين توصيه توجه كرد و حفاري هايي را در جنوب شهرخرس آباد آغاز كرد . و سرانجام ، ديوار هاي قصري پيش چشم كارگران پديدار شد. حاشيه بالايي ديوار ها با نقش هايي تزيين شده بود كه با آنچه تا آن زمان مي شناختند به كلي تفاوت داشت . بوتا هنر آسوری را كشف كرده بود ! در نينوا ، عمليات حفاري هر سال با اميدواري بيشتري پيش مي رفت . آهسته آهسته بناي بزرگي از خاك سر بر آورد . اين قصرشاه بزرگ آسوري ، سارگن دوم ( 721 تا 705 پيش از ميلاد ) بود .

كشفيات بيشتر شدند. سال ها بعد ، سرگرد هنري دالينسون تعداد زيادي سنگ نبشته پيدا كرد كه نشان مي دادند بخت النصر ، كسي كه در داستان هاي بابلي به عنوان فاتح اورشليم از او ياد شده بود ، به راستي وجود داشته و زندگي مي كرده است

و ، اوستن هنري ليارد شهر نمرود را كشف كرد كه مدتي پايتخت آسوريان بود و در انجيل نيز از آن ياد شده بود
نوشته شده توسط ساسان جهانبخشی | لینک ثابت | موضوع: چه كسي نينوا را كشف كرد ؟ |

زيگورات چيست ؟

در هزاره دوم پيش از ميلاد ، بعد از سومري ها  بابليان فرمانروايي بين النهرين را به دست گرفتند . پايتخت آنها ، بابل ، شهري پيشرفته و زيبا بود . از باغ هاي معلق و برج معروف آنها بسيار تمجيد شده است .

اين برج ، كه به آن زيگورات ( به معني كوه آسماني ) مي گفتند ، بنايي فوق العاده مستحكم ، متشكل از ايوان هاي بزرگي بود كه با پلكان هايي به يكديگر راه داشتند . برج وقف مردوك ، خداي بابلي خورشيد صبحگاهي ، بود .

 ديوارها از داخل و خارج زراندود ، يا با كاشي هاي آبي رنگ پوشانده شده بودند ، طوري كه در نور آفتاب ، برج بابل همچون سنگي گرانبها مي درخشيد . داخل برج ، معبدي زراندود براي خدمت به خداوند بود ، كاهنان دو اتاق هايي با تزيينات فوق العاده گرانبها سكونت داشتند .

زيگورات هاي مشابه ديگري نيز در بين النهرين وجود داشت . اما وقتي آسوري ها بابل را فتح كردند ، تمام شهر و از جمله برج معروف آن را از ميان بردند .

 البته زيگورات 4000 ساله اور ، در سال 530 پيش از ميلاد دوباره بنا شد . اين بنا هنوز پا برجاست .

پيش از آن ، آسوري ها در بخش هاي شمالي تر حاشيه دجله زندگي مي كردند . آنها حدود 1000 سال پيش از ميلاد قلمرو خود را گسترش دادند و در قرن هاي بعدي ، تقريبا" تمام منطقه خاور نزديك از آن آسوري ها شد .

 بابل نابود شد تا پايتخت جديد ، نينوا ، كنار دجله بنا شود . نينوا نيز پس از صد سال شكوفايي به دست دشمنان افتاد و ساكنانش آن را ترك كردند - آن شهر زيبا و قدرتمند به تدريج زير شن . ماسه مدفون شد
نوشته شده توسط مهرزاد بختیاری | لینک ثابت | موضوع: زيگورات چيست ؟ |

قديمي ترين آبادي جهان كجاست ؟

آبادي هايي وجود دارند كه حتي زودتر از شهر اور بنا شده بوده اند . قديمي ترين آبادي كه تاكنون شناخته شده ، درحفاري هاي شهراريحا ( شمال بحرالميت ) كشف شده است .

بعد از جنگ جهاني دوم ، چهل موزه ، موسسه و انجمن 85000 پوند انگليس هزينه كردند تا اين آبادي را از زير خاك بيرون آورند .

سال 1952 ، تعداد 80 متخصص از نه كشور جهان ، همراه با صدها نيروي كمكي بومي ، حفاري ها را در اين منطقه آغاز كردند .

 همان طور كه در ترويا چند آبادي ، يكي روي ديگري ، كشف شد و بعد از هفت سال حفاري به پايين ترين لايه رسيدند ، قديمي ترين آبادي جهان نيز چنين وضعيتي داشت . در اريحا ، موادي پيدا شد كه متخصصان به كمك آنها وبا روش راديو كربن توانستند قدمت هر لايه را به دقت تعيين كنند .

 تخمين زده شد كه قدمت پايين ترين لايه حدود 9000 سال است  اين نتيجه براي باستان شناسان سراسر جهان بسيار هيجان انگيز بود .

تا آن زمان ، همواره تصور مي شد كه در عصر نو سنگي هنوز هيچ آبادي شهر مانندي وجود نداشته است .

اما در حفاري هاي اريحا ، كاوشگران به بقاياي ديوار دفاعي قطوري به ارتفاع 6 متر برخوردند كه از اين قديمي ترين آبادي جهان محافظت مي كرد .

 وجود اين اثر معماري كه از تخته سنگ هاي چند تني ساخته شده و احداث آن همكاري انسان هاي بسياري را مي طليبيده است ، سبب شده است امروزه باستان شناسان نتيجه بگيرند كه اين آبادي واقع در اريحا را بايد يك شهر دانست .

به اين ترتيب ، شهري نيز وجود داشته كه قدمتش 3000 سال بيشتر از شهر اور ، پايتخت سومريان ، بوده است !
نوشته شده توسط مهرزاد بختیاری | لینک ثابت | موضوع: قديمي ترين آبادي جهان كجاست ؟ |

سومري ها كه بودند ؟

سومري ها نخستين مردماني بودند كه شهرهاي ناحيه بين النهرين را بنا نهادند . اما مي دانيم كه آنها از هزاره سوم پيش از ميلاد در بين النهرين زندگي مي كردند و خط ميخي را نيز آنها اختراع كردند . علاوه بر اين سومري ها به رياضيات و علم طب توجه خاص داشتند . نظام پيچيده روابط اجتماعي آنها خشك و انعطاف ناپذير ، مستبدانه و بسيار منظم بود .

پايتخت سومري ها ، اور ، كنار رود فرات قرار داشت . در سال 1853 باستان شناسي به نام جي . ج . تيلور ، آن شهر را كشف كرد .

شهر اور به واقع ، قديمي ترين پايتخت جهان است . همچنين اين شهر موطن ابراهيم نبي ( ع ) ، جد عبرانيان ، است . مهم تر از اينها لايه اي رسي است كه هنگام حفاري روي قديمي ترين ديوار هاي اور كشف شد . قدمت اين لايه ، كه دقيقا" 3 متر ضخامت دارد ، حدود 6000 سال است . بنا بر نظر باستان شناسان اين لايه در پي سيلي عظيم پديد آمده است .شايد اين همان سيلي بوده باشد كه آبادي هاي ما قبل تاريخ را در محلي كه بعدها شهر اور در ان بنا شد ، زير گل مدفون كرد ، همان سيلي كه بابلي ها در داستان هايشان از آن سخن مي گويند .

شايد نتوان با اطمينان گفت كه سومري ها از كجا آمده بودند . اما در مورد مبدا احتمالي انها نشانه هايي موجود است . در طرف شرق بين النهرين ، رشته كوه هاي بزرگ ايران قرار دارند . اگر از اين كوه ها بگذريم ، به هندوستان و دره سند مي رسيم . در اين دره ، فرهنگي شناسايي شده است كه كاملا" شبيه فرهنگ سومريان است . احتمال دارد سومري ها گروهي از پيشينيان همين جامعه بوده باشند كه زماني به خواست خود يا به اجبار دره سند را ترك كرده و در سرزمين حاصلخيز بين انهرين ساكن شده اند . در هر صورت ، نكته اي مسلم است : سومري ها تجارت با جوامع هندي را دنبال كردند .

نوشته شده توسط مهرزاد بختیاری | لینک ثابت | موضوع: سومري ها كه بودند ؟ |

27 فیلم مستند از اماکن باستانی شوش، ایذه، پاسارگاد و چغازنبیل

* خشتهای جاویدان دورانتاش (چغازنبیل)

چغازنبیل چغازنبیل

download video01                      download video02

download video03                      download video04

download video05                      download video06

download video07                          


* ایذه گنجینه جاویدان نقش برجسته ها

ایذه ایذه

download video01                  download video02

download video03                  download video04

download video05                  download video06

download video07                  download video08

download video09                  download video10


* پاسارگاد پایتخت و آرامگاه جاودانه کوروش بزرگ

پاسارگاد پاسارگاد

download video01              download video02

download video03              download video04

download video05                                 


* شوش پایتخت کهن ایران پر افتخار

شوش شوش

download video01                 download video02

download video03                 download video04

download video05                                 

کلیه این فیلمها حاصل تلاش مهندس محمد حسن خواجه عبداللهی و همچنین گروه مستند سازی شرکت فیلم سازی جام جم شیراز می باشد

نوشته شده توسط ساسان جهانبخشی | لینک ثابت | موضوع: |

نخستین شهرها چگونه پدید آمدند؟

بيابان هاي شني و وسيع شمال آفريقا و آسياي صغير چشم اندازهايي طبيعي بودند كه درآنها هيچ انساني نمي توانست زندگي كند .

اما رودخانه هاي بزرگي كه از اين بيابان ها مي گذشتند ، آبادي هايي را در آنها به وجود آوردند كه امكان و فضاي زندگي انسان را فراهم مي كرد .

انسان ها براي آبياري زمين و توسعه آباديهايشان بايد از آب اين رودها استفاده مي كردند و براي اين منظور ، لازم بود نوعي زندگي اجتماعي را پيش گيرند كه در آن هر كس وظيفه اي را به عهده داشت .

به اين ترتيب ، نخستين آباديهاي سازمان يافته پديد آمدند . اين آبادي ها رشد كردند و به صورت شهر - شهر هاي واحه اي - در آمدند . انسان خط را اختراع كرد ، آموزش را پايه گذاري كرد ، و از قرني به قرن ديگر ، فرهنگ بالاتري را پديد آورد . به اين ترتيب ، آبادي هاي مستقر در بيابان هاي خاور نزديك به مهد تمدن تبديل شدند .

قديمي ترين جوامع فرهنگي كه از آنها خبر داريم ، در منطقه اي بين دو رود دجله و فرات پديد آمدند . به اين ناحيه ، بين النهرين مي گويند .

نوشته شده توسط مهرزاد بختیاری | لینک ثابت | موضوع: |

آيا شهر هاي افسانه اي ديگري نيز كشف شده است ؟

باستان شناساني كه در محدوده يونان و خاور نزديك فعاليت مي كردند ، شهر هاي افسانه اي ديگري را نيز كشف كرده اند . به خصوص ، دو مورد از اين شهر ها بيش از بقيه شايسته توجه اند :

شهر اول ، كنوسوس ، در جزيره كرت و ديگري شهر گورديان .

در سال 1900 ميلادي ، سر آرتور ايونس ، باستان شناس بريتانيايي ، به كرت رفت تا درباره زبان هاي باستاني اين منطقه بررسي و تحقيق كند . در آنجا ، ايونس به نشانه هايي از شهري بزرگ و مدفون شده دست يافت .

 او حفاري را آغاز كرد و چون شهر در عمق چندان زيادي قرار نداشت ، خيلي زود به نتيجه رسيد . اما 40 سال طول كشيد تا سراسر شهر از زير خاك بيرون كشيده شود . برخي از بناها به بزرگي ساختمان هاي امروزي ما يا حتي بزرگ تر بودند .

كاخ اصلي ، بنايي 5 طبقه بود و درست يك كيلومتر مربع وسعت داشت .

در اين بناي بسيار وسيع ، ايونس مجموعه اي از دالان هاي پيچ در پيچ و گيج كننده يافت . او از روي برخي سنگ نوشته ها دريافت در لابيرنت ، يا همان هزار توي معروفي قرار دارد كه تزئوس به كمك ريسمان شاهزاده خانم آريادنه ، خود را از آن نجات داده بود . بر اساس اين افسانه ، مينوتاروس مخوف ، هيولايي با بدن انسان و سر گاو ، كه غذايش دختران و پسران جوان بودند ، در اين هزار تو زندگي مي كرد .

اين قصر شاه مينوس بود . در اين منطقه ، گنجينه هاي بزرگي كشف شدند .

 زيرا مينو هايي چند صد سال بر سرزمين هاي حاشيه مديترانه حكومت مي كردند .

 آنها ازمردم ماليات مي گرفتند ، هر نقطه اي را كه با كشتي به آن دسترسي داشتند غارت مي كردند ، و غنائمشان را به كنوسوس مي اوردند . ايونس مقدار زيادي فلزات گرانبها ، در كوهي هاي خوش تراش و تاج شاه مينوس را پيدا كرد .

ديوار اتاق هاي قصر ، با نقاشي هاي فوق العاده هنرمندانه اي آراسته شده بود كه صحنه هايي از زندگي شهري را به نمايش مي گذاردند .

 برآورده شده است كه شهر كنوسوس حدود سال 2000 پيش از ميلاد شايه گذاري شده باشد . كنوسوس فرهنگي را به نمايش مي گذارد كه مستبدانه و به همان اندازه هنرمندانه بوده است .

در حدود سال 1450 پيش از ميلاد و احتمالا" به دليل پيامد هاي فوران آتشفشاني در نزديكي كرت ، زير خاك مدفون شد
نوشته شده توسط مهرزاد بختیاری | لینک ثابت | موضوع: آيا شهر هاي افسانه اي ديگري نيز كشف شده است ؟ |

بعد ها چه چيزي در موكناي كشف شد ؟

شليمان به فعاليت هايش در موكناي ادامه داد ، او قصرهاي بزرگ و دروازه هاي سنگي عظيمي را پيدا كرد كه از تخته سنگ هاي بزرگ تشكيل شده بودند ، و هنوز هيچ كس نمي داند كه آن مردم چطور با وسايل و ابزارهاي آن زمان در ساخت چنين آثاري موفق شده اند -  باور كردن اين افسانه جالب است كه كوكلوپ ، غول يك چشم ، آنها را در جايشان قرارداده است .

 مقبره هاي سنگي ، با سقف هاي گنبدي شكلشان نمايان شدند -  در هر دوره ، بناها را به سبكي و با ويژگي خاصي مي ساختند كه در نوع خود بي نظير بودند .

در دهه بيست قرن بيستم ، باستان شناسي به نام آلن جي . بي . ويس ،

مجموعه اكتشافاتي در مئكناي انجام داد كه نشان مي دادند شهر در سال 1600 پيش از ميلاد ساخته شده است . تا سال 1950 ، كه ويش به يونان بازگشت ، حفاري هاي بسياري در منطقه صورت گرفت .

ويس در عمق هاي پايين تر به حفاري پرداخت و به خانه ها ومقبره هاي پايين تر و قديمي تري بر خورد . هر حفاري از ثروت هاي جديد تري پرده بر مي داشت و خنجر ها و شمشيرهاي برنزي دسته طلا ، سپرهايي با تزئينات عاج ،گلدان هايي با نقاشي هاي زيبا و بسياري چيزهاي ديگري را آشكار مي كرد . موكناي بي شك شهري ثروتمند ، و شايد زماني كانون و نقطه ثقل يونان باستان بود
نوشته شده توسط مهرزاد بختیاری | لینک ثابت | موضوع: بعد ها چه چيزي در موكناي كشف شد ؟ |

در موكناي چه چيزي كشف شد ؟

شليمان پس از كشف ترويا تصميم گرفت مسيرهاي ديگري را دنبال كند كه نشانه هايي از آنها در ايلياد هومر آمده بود . در آن اثر آمده بود كه آگاممنون پس از انهدام ترويا به سوي يونان و زادگاه خود ، شهر موكناي ، بازگشته بود . در اين شهر ، مرگ در انتظار آگاممنون بود .

 همسرش ، كليتم نسترا و خائني به نام آيگستوس ، او را كشتند . شليمان چنان شيفته دلاوري هاي آگاممنون بود كه تصميم گرفت به موكناي برود و قبر او را بيابد.

پيدا كردن موكناي كار دشواري نبود . منطقه طي هزاران سال دست نخورده باقي مانده بود و ورودي معروف دروازه شير در معرض ديد همگان قرار داشت .

 در سال 1876 شليمان حفاري را اغاز كرد . او كوزه هايي پيدا كرد كه زماني حاوي روغن بودند ، سكوي دايره اي شكلي پيدا كرد كه سخنران هاي يوناني روي انها ايستاده و براي مردم صحبت كرده بودند ، و سرانجام رشته اي از مقبره ها را يافت .

در آن آرامگاه ها ، پادشاهان دوران باستان آرميده بودند -  هر يك از آنها با زيور آلات طلايي و جواهرات تزيين شده بودند .

 شليمان مطمئن بود كه در مقبره آگاممنون افسانه اي ايستاده است و كشفيات خود را به دنيا اعلام كرد . اما اوهمان قدركه درترويا اشتباه كرده بود ، در اينجا نيز دچار اشتباه شد . اين اجساد به واقع پادشاه بودند ، اما با استفاده از شيوه هاي نوين تعيين زمان مشخص شد كه آنها حداقل 400 سال پيش از زماني مي زيستند كه آگاممنون دلاور يوناني زندگي مي كرد .
نوشته شده توسط مهرزاد بختیاری | لینک ثابت | موضوع: در موكناي چه چيزي كشف شد ؟ |

افسانه ترویا چه بود؟

پايين ترين و قديمي ترين لايه ٬ فرهنگ بسيار ابتدايي ديگري را آشكار كرد . اما آن هم يك شهر بود – در واقع ، يكي از قديمي ترين شهر هاي تاريخ . سنگ ديوار ها را به همان صورت خام – بدون هيچ برش و پرداختي به كار برده و آنها را با يكديگر چسبانده بودند . در اين لايه ، ابزار هاي سنگي ، ظرف هاي گلي ابتدايي و زينت آلاتي از عاج فيل نيز كشف شد .

در نخستين لايه روي اين طبقه ، كه شليمان آن را تروياي تاريخي مي دانست ، نيز به ديوار هايي زمخت و نتراشيده برخوردند .اما خانه هاي اين لايه را بهتر ساخته بودند و اغلب آنها بالكن و اتاق هايي مجزا داشتند . ديوار هاي قطور دفاعي و دروازه هاي بزرگ دور تا دور شهر را در برگرفته بودند . ظرف هاي گلي كشف شده در اين لايه نقاشي شده بودند و اشكال زيباتري داشتند .ابزار ها و اسلحه هاي برنزي ، و زينت آلات طلايي و نقره اي بسياري در آنجا يافت شد .

لايه هاي سوم ، چهارم و پنجم - از پايين به بالا - ميان دوره اي از زندگي ساده روستايي را پديدار كردند كه بعد از انهدام شهر دم بنا شده بود .

شهر شماره شش آشكارا نشان مي داد همان ترويايي است كه شليمان رويايش را در سر مي پروراند - همان ترويايي كه او بي توجه از آن گذشته بود .در اين شهر بزرگ ، غني و قدرتمند ، معابد و مجموعه بناهاي بزرگي وجود داشت . بعد از زلزله اي ويرانگر ، شهر را دوباره ساخته بودند . مشخص است كه دشمنان اين تروياي دوباره بنا شده ( شهر شماره هفت A ) را نابود كرده اند و اين حادثه بايد به علت همان نبرد ترويايي باشد كه هومر در داستان معروفش از آن ياد كرده است .اما از آن اسب چوبي افسانه اي كه به گفته هومر يوناني ها از آن استفاده كرده بودند تا بتوانند از دروازه شهر بگذرند و پس از ده سال محاصره ، ترويا را تسخير كنند ، هيچ ردي پيدا نشد .

ويرانه هاي شهر شماره هفت همچنان باقي بود تا زماني كه اسكندر شهر هشتم را روي آنها بنا نهاد . و اين شهري از عصر طلايي يونان بود – از دوران فلاسفه و شكوفايي اثار بزرگ هنري .

سپس رومي ها آمدند . آنها سرزمين يونان و مناطق متعلق به يوناني ها را تسخير کردند و روي بقاياي آن شهر تسخير شده ، آمفي تئاتر بسيار بزرگي بنا كردند كه عمارت هايي وسيع دور تا دورش را در برگرفته بودند .اين تماشاخانه تا سال پنجم پس از ميلاد ، حفظ شده باقي ماند . سپس بنا ها به تدريج فرو ريختند و دست طبيعت آن جايگاه پر از شكوه و جلال را زير لايه اي از خاك شن پنهان كرد . آنجا نيز به دست فراموشي سپرده شد .

نوشته شده توسط مهرزاد بختیاری | لینک ثابت | موضوع: افسانه ترويا چه بود ؟ |

تروياي معروف در كدام لايه قرار داشت ؟

شليمان تصور مي كرد شهري كه در لايه دوم عمق زمين قرار دارد همان تروياي هومر است . او در اين لايه ردي از آتش سوزي ها ، يك دروازه بزرگ واز همه مهمتر ، گنجينه بزرگي از دستبند ، جام ، كاسه و گوشواره ها و حتي رشته هاي طلا پيدا كرد .                                 اين گنجينه در صندوق هايي گرانبها قرار داشت كه با عاج فيل تزئين شده بودند . شليمان باور كرده بود كه اين گنجينه به شاه پريام تعلق داشته ، و با دقت فراوان بسته بندي شده بودند تا درصورت عقب نشيني از آن شهر آتش گرفته آماده حمل باشد .                                شليمان با تلاش بسيار، اين گنجينه باستاني را از خاك بيرون كشيد و به برلين فرستاد . او ترويا را كشف كرده بود!                                                                                        اما اشتباه مي كرد . تروياي افسانه اي در واقع ، در لايه ششم يا هفتم زمين – دست كم چهار لايه بالاتر – قرار داشت . شليمان ضمن حفاري از اين لايه و ترويا گذشته بود . تروياي لايه دوم ، كه شليمان تصور مي كرد همان تروياي افسانه اي است ، تا امروز بيش از 4000 سال قدمت دارد و به اين دليل ، هزار سال قديمي تر از تروياي افسانه اي است .باستان شناسی و تاریخ

نوشته شده توسط مهرزاد بختیاری | لینک ثابت | موضوع: تروياي معروف در كدام لايه قرار داشت ؟ |

معرفی یک وبلاگ و یک تمدن

سلام به همه دوستان عزیز . وقتی خبر پیدا شدن گنجینه بزرگی در رامهرمز را شنیدم از یک طرف خوشحال و مشتاق بودم که حتما آثار کشف شده را ببینم و از طرفی دیگه آرزو میکردم که کاش پیدا نمیشدن و همونجا مخفی باقی میموندن تا سرنوشتشون مثل سرنوشت کشفیات قبلی نشه چون دراینجا چیزی که زیاد اهمیت نداره اثار باستانی و اسناد ملی ماست ولی جای شکرش باقیه که این دفعه رگ غیرت بعضیا تکونی خورد و کاری انجام دادند هرچند .........

دوست عزیزی زحمت کشیدند و وبلاگی اختصاص دادند به این آثار . پیشنهاد میدم حتما ببینید

http://iran-khuz-jubaji.blogfa.com/

نوشته شده توسط مهرزاد بختیاری | لینک ثابت | موضوع: |

ترویا از چند شهر تشکیل می شد؟

حفاري ها سال ها ادامه يافت و شهري پس از شهري ديگر آشكار شد.                            بیل و کلنگ كارگران هر روز به نقطه عميق تري از زمين فرو مي رفت و با مقبره ها٬   مجسمه ها و معابد برخورد مي كرد. آنها زمين را مي كندند و به سوي گذشته ها مي رفتند . شليمان هر لايه حفاري شده را به دقت بررسي مي كرد و هر روز به ادامه كار مشتاق تر مي شد . او به دنبال دروازه اي بزرگ ، اسب ترويايي معروف و آثار نبردهاي تاريخي مي گشت . تمام علاقه شليمان متوجه تروياي افسانه اي بود ، و به جاي يك ترويا ، چند شهر جديد را كشف كرد . ( بعد ها 37 لايه در اين منطقه شناسايي شد . )

نوشته شده توسط مهرزاد بختیاری | لینک ثابت | موضوع: ترويا از چند شهر تشكيل مي شد ؟ |

شليمان كجا به دنبال ترويا مي گشت ؟

مشهورترين جنگ افسانه اي ، نبرد تروياست . داستان هاي هلن زيبا ، محاصره دراز مدت شهر و اسب چوبي ترويا بيش از ديگر داستان ها شليمان جوان را شيفته كرده بودند و به همين دليل ، او به راه افتاد تا ترويا را پيدا كند .

بر اساس افسانه ها ، ترويا در تركيه امروزي و در منطقه اي نه چندان دور از درياي اژه قرار داشت . شليمان توصيفات آن سرزمين را در ايلياد بررسي كرد و ابتدا به روستاي بونارباشي رفت . به نظر مي آمد كه توصيفات موجود در ايلياد با موقعيت اين دهكده مطابقت دارد . او روي تپه اي بلند مستقر شد كه شكاف هاي عميقي داشت و دشتي در برابرش گسترده بود .

شليمان مي دانست كه بر اساس ايلياد هومر – آشيل هكتور را 3 بار دور ديوار هاي شهر تعقيب كرده بود . اما آن تعقيب و گريز نمي توانست در بونارباشي رخ داده باشد : صخره ها بيش از حد شيب دار و تند بودند . شليمان با اعتمادي كه به ايلياد داشت ، جستجويش را در جاي ديگري دنبال كرد .

توصيفات هومر نشان مي داد ، مكان بعدي بايد خرابه هاي تپه حصارليك باشد كه فقط چند كيلومتر با روستاي بونارباشي فاصله داشت .

در چند نقطه از حصارليك بقاياي بناهايي باستاني به بيرون از زمين سر زده بودند . حصارليك به ساحل نزديك تر بود و به نظر مي آمد كه براي اسكان پادشاهي باستاني محل مناسب تري باشد .

ترويا بايد همان جا مي بود ! در سال 1870 شليمان حفاري در تپه بزرگ را آغاز كرد . ديوارهاي بلندي كه از بلوك هاي بزرگ سنگي ساخته شده بودند ، نمايان شدند ، دروازه ها از زير خاك بيرون آمدند ، ظرف هاي سفالي ، اسلحه ها و زينت آلات از شكاف ميان ديوارها بيرون كشيده شدند ، وبه اين ترتيب ، ازواقعيت شگفت انگيزي پرده برداشته شد . بيش از يك ترويا وجود داشت – يكي روي ديگري
نوشته شده توسط مهرزاد بختیاری | لینک ثابت | موضوع: شليمان كجا به دنبال ترويا مي گشت؟ |

چه كسي نخستين باستان شناس بود ؟

حدود 450 سال پيش از ميلاد هرودوت ، مورخ يوناني ، بسياري از افسانه ها را گرد آورد و تلاش كرد تا مشخص كند كه آيا آنها فقط افسانه يا مبتني بر وقايعي حقيقي بوده اند . در بسياري از داستان ها ، ازشهر هايي ياد شده بود كه مدت ها پيش از زمان هرودوت از ميان رفته بودند . هرودوت در دنياي كوچك عصر خود به جستجو پرداخت و تلاش كرد كه اين شهرهاي كهن را بيابيد و آنچه را خود كشف كرده بود ، در نوشته هايش ثبت كرد .

اين سوال كه آيا افسانه ها نمايانگر رخدادهايي تاريخي اند يا نه ، همواره ذهن انسان را به خود مشغول كرده است . در قرن 19 ميلادي ، هاينريش شليمان ( 1890 – 1822 ) كار و زندگي خود را وقف يافتن پاسخ همين سوال كرد . او ، كه پسر يك كشيش بود ، در كودكي با شيفتگي خاصي داستان هايي ازماجراهاي بزرگ آگاممنون را خوانده بود ، همچنين داستان هايي از سقوط ترويا و همه داستان هاي اساطيري را كه هومر در حدود سال 800 پيش از ميلاد ، در كتاب هاي ايلياد و اوديسه به زبان شعر تعريف كرده بود . شليمان براي گذران زندگيش حسابدار شد . اما ستون هاي كسل كننده اعداد نمي توانست اشتياق بي حد او را نسبت به جهان باستان سركوب كند . براي شليمان ، افسانه ها ماجراهايي زنده بودند و او با تلاشي خستگي ناپذير ، خود را از پيش آماده كرده بود تا حقيقت آنها را به اثبات رساند . او چند زبان آموخت ، پيش از همه ، يوناني ولاتين ، و همچنين 8 زبان زنده را كه روسي و عربي از جمله آنها بودند .

سرانجام در سال 1867 ، شليمان آنقدر ثروتمند بود كه آرزوي رويايي خود را تحقق بخشد . او ايمان داشت كه اشعار حماسي هومر مبتني بر وقايعي حقيقي اند ، و به شدت معتقد بود كه گنجينه آگاممنون به راستي وجود داشته است . شليمان مي خواست به شيوه باستان شناسي ، دنياي افسانه هاي يونان را دوباره پديدار كند. باستان شناسی و تاریخ باستان شناسی و تاریخ باستان شناسی و تاریخ باستان شناسی و تاریخ

نوشته شده توسط مهرزاد بختیاری | لینک ثابت | موضوع: چه كسي نخستين باستان شناس بود؟ |

باستان شناسي در مصر چگونه آغاز شد ؟

مكان هاي قابل حفاري مصر از هزاران سال پيش شناخته شده بودند . ابتدا نوشته هاي هرودوت ، كه خود اهرام از نزديك ديده بودند ، توجه بسياري از افراد علاقمند به دوران باستان را به مصر جلب كرد .

 اما مهمترين تلنگر ، زماني به اين مشتاقان وارد شد كه ناپلئون به مصر رفت ، سال 1798 ميلادي .

ناپلئون ، كه در آن زمان هنوز به مقام امپراتوري نرسيده ، بلکه افسری فرانسوي بود ، تصميم داشت مصر را فتح كند تا راه دستيابي بريتانيا به هندوستان را مورد تهديد قرار دهد .

 البته انگار بايد اين تصميم نبوغ آميز را فراتر از ميل به فتح و تسخير بدانيم .

ناپلئون گذشته بزرگ مصر را بررسي كرد و واحدي از متخصصان و پژوهشگران را به ارتش خود فراخواند تا از راز اين بناهاي عظيم پرده بردارند و گنجينه هاي انها را بيرون آورند .

پس از اين لشكر كشي ، مجسمه هاي زيبا و اثار هنري بسيار زيادي به پاريس منتقل شد . مهم ترين اين اشيا تخته سنگ بازالتي بزرگي است كه به سنگ رزتا شهرت دارد و در سال 1799 در شهر رزتا ، كنار نيل ، كشف شده است .
نوشته شده توسط مهرزاد بختیاری | لینک ثابت | موضوع: باستان شناسي در مصر چگونه آغاز شد ؟ |

گوردیان به چه چیزی شهرت داشت

از گورديان، شهري در بخش هاي داخلي آسياي صغير، دو افسانه مشهور نقل شده است . اسكندر مقدونی بايد در همين شهر ، گره گورديان را با يك ضربه شمشير باز كرده باشد .

 به گفته كاهني غيبگو ، كسي كه آن گره را باز مي كرد ، فرمانرواي سراسر آسيا مي شد .

داستاني ازشاه ميداس نيز به همان اندازه شهرت دارد - او به هر چه دست مي زد ، طلا مي شد .

 ميداس در سال 800 پيش از ميلاد بر گورديان باستان فرمانروايي مي كرد و حتي اگر به واقع چنين قدرتي نداشت كه هر چيزي را با تماس دستش به طلا تبديل كند ، همچنان صاحب ثروتي بي اندازه بزرگ بود .

 شهر ميداس گرانبها ترين گنج هايي را در خود جاي داده بود كه باستان شناسان تاكنون كشف كرده اند . گورديان در دوران باستان بر خاور ميانه فرمانروايي مي كرد و آشكارا از همه شهر هاي اين محدوده ، به زور اسلحه ماليات مي گرفت .

از ويرانه هاي دوران گذشته شهر ، كفپوش هاي موزاييكي ، ديوارهاي موقت چوبي با تزئينات برجسته ، اشيا مفرغي جلا خورده و اسلحه هاي دسته طلايي بيرون كشيده اند . كار پژوهش در منطقه گورديان هنوز تمام نشده است . اين عمليات از سال 1900 ميلادي و به دست برادران كورته آغاز شد و اكنون گروهي از پنسيلوانياي فيلادلفيا ( امريكا) آن را دنبال مي كنند .

شهر هاي باستاني كه از زير خاك بيرون آمده اند ، به ما می آموزند كه بسياري از داستان ها و افسانه هاي كهن بر اساس حقايقي استوارند - حقايقي كه با گذشت زمان ، شاخ و برگ هايي به آنها افزوده شده است و با افسانه هاي اسطوره اي در آميخته اند .

 باور هاينريش شليمان به مضامين حقيقي افسانه هاي يوناني نيز تائيد شده است . قهرمان هاي هومر به واقع زندگي كرده اند و كارهاي بزرگي را به انجام رسانده اند .

با اين حال ، آنها انسان بوده اند ، نه موجودي نيمه خدايي ! كارهاي انها در ديوار نگاره هاي باشكوه ، مجسمه ها ، و منظومه هاي داستاني جاودان شده است .

به لطف اعتقاد راسخ شليمان و كساني كه كار او را دنبال كردند ، اكنون ما مي توانيم مكان هايي را ببينيم كه اشيل ، آگاممنون ، و جيسون ، پيروزمندانه بر انها قدم گذاشتند . دنياي باستان ، ديگر زيرزمين مدفون نيست . مكان هاي كه از زير خاك بيرون امده اند ، دوباره آن را پيش روي ما زنده كرده اند . باستان شناسی و تاریخ باستان شناسی و تاریخ باستان شناسی و تاریخ باستان شناسی و تاریخ باستان شناسی و تاریخ باستان شناسی و تاریخ
نوشته شده توسط مهرزاد بختیاری | لینک ثابت | موضوع: گورديان به چه چيزي شهرت دارد ؟ |

چرا مكان هاي حفاري تا اين اندازه مهم اند ؟

در مصر ، هيچ شهر مدفوني وجود ندارد كه باستان شناسان آن را بررسي كرده و متوجه شده باشند كه با افسانه اسرار آميز مناسبتي ندارد .

محل همه شهرهاي افسانه اي مصر شناخته شده است . انها درست در همان مكان هايي واقع بوده اند كه شهر هاي امروزي مصر قرار دارند . در فرهنگ مصر ، هيچ دوره باستاني مدفوني وجود ندارد .

تاريخ مصر همچون رودخانه اي جاويد است كه از دوران گذشته سرچشمه گرفته و تا امروز جاري است ، هر دوره فرهنگي آن متصل به دوره قبلي است .

به همين دليل ، مكان هاي حفاري در مصر تا اين اندازه اهميت دارند . زيرا آنها حاوي آثار هنري و بقاياي فرهنگ ها كهن اند ، و از دوران پرشكوه فراعنه براي ما مي گويند . چون اين شاهان را با مقدار زيادي از اشيا دنيوي به خاك سپرده اند ، ما با توجه به همين اشيا پر از شگفتي مي توانيم تصوير بسيار دقيقي از آن دوران به دست اوريم .

بسياري از اطلاعات نيز به خط هيروگليف نوشته شده و به ما رسيده اند . متون هيروگليفي مجموعه تصاوير ساده اي هستند كه هر يك موضوعي را نشان مي دهند .

اما مثل حروف الفبا ، براي اين نشانه ها نيز مي توان آوايي در نظر گرفت . به اين جهت ، انها نوعي الفبا هستند .

نوشته شده توسط مهرزاد بختیاری | لینک ثابت | موضوع: چرا مكان هاي حفاري تا اين اندازه مهم اند ؟ |

چه كسي خط ميخي را رمز گشايي كرد ؟

سرانجام معلمي آلماني به نام گئورك فريدريش گروته فند ، اين معما را حل كرد .

 او خط ميخي را با نشانه هاي فارسي نخستين مقايسه كرد و با اين كار در جهت تفسير آن نشانه ها قرار گرفت .

در سال 1802 گروته فند نتايج جالب توجه كارش را به همگان اعلام كرد . حالا بررسي گذشته بين النهرين ممكن شده بود .

خط ميخي كه سومري ها 2500 سال پيش از ميلاد آن را پديد آورده بودند ، فرهنگي 2000 ساله از حكومت هاي مقتدر بين النهرين را معرفي مي كرد . از اين خط ، در روابط سياسي یا دربار مصر نيز استفاده شده بود .

 سرانجام وقتي خط ميخي رمز گشايي شد ، بسياري از لوح هاي گلي اطلاعاتي از زندگي مردم دوران باستان در بين النهرين و شكوفايي و سقوط شهرهايشان آشكار كردند . كارشناسان در كمال تعجب ، نام ها و وقايعي را در اين لوح ها يافتند كه تا مدت ها مردم آنها را فقط در كتاب هاي آسماني ( انجيل و قران ) شنيده بودند .

از رويدادهايي كه در كتاب عهد عتيق ( قسمتي از انجيل ) نوشته شده است ، نيز تا حد زيادي در اين مجموعه وقايع تاريخي ياد شده بود .

 

نوشته شده توسط مهرزاد بختیاری | لینک ثابت | موضوع: رمزگشایی خط میخی |

شهر هاي افسانه اي

از دوران باستان ، داستان قهرماني ها و فتوحات بزرگ بسياري به ما رسيده است . در افسانه هاي يوناني ، از قهرمان هاي بزرگي يافت مي شود كه محبوب خدايان يا حتي از خويشاوندان آنها بوده اند و كارهاي بزرگي را به انجام رسانده اند ، قهرمان هايي مانند آشيل ، هراكلس ، هكتور ، اوديسه و بسياري افراد ديگر . آنها درياها را پشت سر مي گذاشتند ، ديو ها را شكست مي دادند ، در برابر نيرو هاي سياه اهريمني مقاومت مي كردند و شهر ها را بنا مي نهادند .

آنها اسطوره هاي بسياري از داستان هاي شور انگيز دوراني هستند كه يوناني ها كشور گشايي و توسعه فضاي زندگيشان را آغاز كرده بودند و تلاش مي كردند جهاني را كه خود در آن روزگار مي گذراندند ، تحت اختيار و فرمانروايي خويش در آورند .

نوشته شده توسط مهرزاد بختیاری | لینک ثابت | موضوع: شهر هاي افسانه اي |

تصوير فرهنگي مدفون چگونه مي شود ؟

جذاب ترين وظيفه باستان شناسان آن است كه با توجه به مجموعه اشيا و آثار به دست آمده ، زندگي مردمان آن فرهنگ مدفون را به تصوير كشند . بعد از كشف شهري باستاني ، بازيابي يافته هاي مهم ، و رمز گشايي و ترجمه كتيبه ها ، مرحله دشواري از كار آغاز مي شود كه صبر و شكيبايي بسياري را مي طلبد .

 در اين مرحله مجموعه بزرگي از قطعات و يافته ها طبقه بندي شده وجود دارد كه مانند قطعات پازلي عظيم بايد كنار يكديگر قرار گيرند .

 در بسياري موارد ، باستان شناس با قطعاتي ازاين پازل مواجه مي شود كه با هيچ يك از يافته هاي ديگر هماهنگي ندارد يا چنين به نظر مي آيد كه گويي آن قطعه به تصوير كاملا" متفاوت ديگري تعلق دارد . باستان شناسان از ابزار ها و شيوه هاي ديگر نيز كمك مي گيرند تا بتوانند به اين مجموعه يافته ها معني بخشندبراي اين منظور ، باستان شناس ابتدا از دانش و تجربه هايي بهره مي برد كه در حفاري هاي پيشين كسب كرده است و از همكاري بسياري از متخصصان ديگر نيز استفاده مي كند .

 از جمله اين همكاران متخصصاني هستند كه مي توانند تشخيص دهند اسلحه ها ، اشيا سفالي يا تكه پارچه هاي يافت شده با چه نوع ابزار هايي تهيه شده اند . ديگر گروه هاي كارشناسي مي دانند كه بناهاي گوناگون به چه منظوري ساخته شده اند و گروهي ديگر از آنها نيز درباره روابط تجاري ميان جوامع باستاني نظر مي دهند .

آثار هنري كشف شده نيز از نظر قدمت و محل پيدايش طبقه بندي مي شوند ، آين هاي مذهبي مورد بررسي قرار مي گيرند و همچنين شرايط جوي منطقه در آن زمان مطالعه مي شود تا مشخص گردد كه كشاورزان آن دوره چه محصولاتي را پرورش مي دادند .

 به همين دليل ، مي توان گفت كه باستان شناس اصلي ، رهبر گروهي از كارآگاهان متخصص است .

او مجموعه بزرگي از آثار و شواهد يافت شده و آگاهي هاي گوناگون را كنار هم مي گذارد و آنها را به صورت تويري كامل در مي آورد . از اين طريق ، ما با شيوه زندگي مردمان آن دوره ، نوع تغذيه شان ، پول ، نقاشي ها و آئين نامه هاي مذهبي آنها آشنا مي شويم .

چنين تصويري از فرهنگي مدفون و ساقط شده آن قدر حقيقي و زنده است كه به واقع ما را به اعماق دوران گذشته مي برد .
نوشته شده توسط مهرزاد بختیاری | لینک ثابت | موضوع: تصوير فرهنگي مدفون چگونه مي شود ؟ |

شهرهاي مدفون چگونه كشف مي شوند ؟

نشانه ها و آثار بسياري وجود دارد . نخستين نشانه ها اغلب از داستان ها به جا مانده سرچشمه مي گيرند .

افسانه هاي يوناني وديگر نوشته هاي قديمي ، مكان تقريبي شهري مدفون را آشكار مي كنند . در اين نوشته ها ، اغلب از بندر ، رودخانه يا كوهي سخن به ميان مي آيد كه شايد فاصله يا جهت رسيدن به مكان آشناي ديگري را نشان دهند .

 گاهي نيز باستان شناس چند تپه خاكي وسيع و جالب توجه را پيدا مي كند كه بقاياي به جا مانده از بناهاي قديمي را به خوبي در خود حفظ كرده اند . تعداد زيادي از اين تپه ها را در خاور نزديك ( تركيه ، عراق ) مي توان يافت .

باستان شناسان همچنان در اين مكان ها حضور دارند تا آثار دوران باستان را از عمق آنها بيرون بكشند . گاهي يك كشاورز هنگام شخم زني به وسايل ، سنگ ها يا تكه هايي از يك شيئي گلي بر مي خورد كه بي شك ساخت دست انسان هستند . با تغيير مسير رودخانه ها ، نيز گاهي لايه هاي خاك ، كه جايگاه تمدني را هزاران سال زير خود پنهان كرده اند ، شسته مي شوند . اين گونه كشفيات اتفاقي نيز باستان شناسان را به سوي هدف هدايت مي كنند .

مدتي است كه شناسايي شهرهاي مدفون از طريق هوايي نيز ممكن شده است . هر عابري با توجه به سطح زير پايش مي تواند اطلاعات زيادي از محل به دست آورد . با اين حال عكس هوايي نشانه هاي جالب تري را آشكار مي كند . گاهي در اين عكس ها ، بي قاعدگي و ناهمواري هاي خفيف سطح زمين راستاي ديواري از يك شهر مدفون را نمايان مي كنند . فرورفتگي هاي نه چندان محسوس نيز جاده هاي باستاني را نشان مي دهند . حتي رويش گياهان روي بقاياي ساختمان ها با رويش آنها در محيط هاي طبيعي باط فرق دارد .

نوشته شده توسط مهرزاد بختیاری | لینک ثابت | موضوع: شهرهاي مدفون چگونه كشف مي شوند ؟ |

حفاري ها چگونه انجام مي شوند ؟

بعد از كسب اطمينان از اين كه در مكاني بناهايي درون زمين وجود دارد ، ابتدا چند حفاري آزمايشي صورت مي گيرد . در اين عمليات ، اگر كاوشگران به ديواري برخورند، كار باستان شناسان آغاز مي شود

نخستين و مهمترين وظيفه باستان شناسان اين است كه محدوده شهر يا محدوده  مجموعه اي ساختماني را معين كنند . باستان شناسان به كمك كاركنان ويژه محدوده هاي دقيق تري را مشخص مي كنند كه عمليات حفاري درون آنها اجرا مي شود .

در اين عمليات ماشين ها كمتر به كار مي آيند و بيرون كشيدن هر شيئي از زير خاك با تلاشي دراز مدت و دشوار انجام مي گيرد . افراد از بيل و كلنگ استفاده مي كنند و با احتياط بسيار زياد پيش مي روند .

 زيرا هر گونه شتابزدگي و بي احتياطي مي تواند به نابودي قطعه اي مهم يا آسيب ديدگي غير قابل جبران اثري هنري منجر شود . بيل هاي مكانيكي و ماشين هاي خاكبرداري ديوارهاي قديمي را به كلي ويران مي كنند . به همين دليل ، حفاري بايد با دست انجام شود .

اگر افراد مشغول حفاري به سنگ هايي برخورند كه مشخص باشد ساخته دست انسان هستند ، فوري باستان شناسان را خبر مي كنند . در اين مرحله آنها با بيل هايي كوچك ، و با احتياط بسيار زياد در زمين راه باز مي كنند .

هر چه كار جلوتر مي رود ، ابزار هاي ظريف تري به كار مي آيد . آخرين لايه هاي خاك و غبار را با برس هاي نرم و مته هاي كوچكي بر مي دارند كه شبيه مته هاي دندانپزشكي هستند .

 و سرانجام ، دوباره نور خورشيد بر ديواريا جاده اي مي تابد كه هزاران سال متروك و از ياد رفته بوده است .

گاهي چند سال طول مي كشد تا بنايي از زير خاك بيرون آيد و دوباره نمايان شود . از هر يافته عكس مي گيرند و مشخصات آن را ثبت مي كنند . گاهي ديواري ديگر نمي تواند برقرار و استوار بماند . چون ملات قديمي ديوار خرد مي شود و ديگر نمي تواند سنگ هاي ديوار را كنار يكديگر نگه دارد .

در چنين مواردي ، بايد براي حفظ ديوار ، شيوه هاي ويژه اي را به كار برد . اما گاهي نيز پيش مي آيد كه هيچ شگردي موثر در اين امر موثر واقع نمي شود . اگر بنايي از گل و خشت ساخته شده باشد ، حفظ آن اغلب غير ممكن است .

 در چنين مواردي ، عكس ها فوق العاده با ارزش اند . خود اين بناها را ديگر نمي توان احيا كرد . اما تصاويري كه هنگام حفاري از محل برداشته مي شود ، الگوهايي به دست مي دهد كه به كمك آنها مي توان نقشه آن اث را تهيه و سپس آن را به دقت بازسازي كرد .

نوشته شده توسط مهرزاد بختیاری | لینک ثابت | موضوع: حفاري ها چگونه انجام مي شوند ؟ |

روش راديو كربن چيست ؟

با اين روش مي توان قدمت همه مواد ارگانيك ( موادي كه از موجودات زنده ريشه گرفته اند ) را مشخص كرد . مواد ارگانيك از مقادير زيادي كربن و تركيبات كربني تشكيل مي شوند .

در كربن معمولي ، مقدار معيني مواد راديو اكتيو يافت مي شود كه ويژگي تابندگي دارد . اين مواد راديواكتيو از نوع ديگري كربن تشكيل شده اند كه به آنها راديو كربن كربن 14 مي گويند .

راديو كربن از جو سرچشمه مي گيرد . آنجا دي اكسيد كربن موجود در جو ، تحت تاثير پرتوهاي كيهاني ، به اين نوع كربن تبديل مي شود . همه گياهان تا زماني كه زنده هستند ، همراه با دي اكسيد كربن موجود  در هوا ، راديو كربن نيز جذب مي كنند .

از طرف ديگر ،جانوران نيزگياهان يا جانوران ديگري را مي خورند كه از گياهان تغذيه مي كنند . به اين ترتيب ، به ازاي هر مقدار تركيب كربن در بدن موجود زنده ، مقدار معيني راديو كربن نيز وجود دارد .

با مرگ موجود زنده ، جذب كربن و در نتيجه ، راديو كربن به پايان مي رسد . پس از مرگ ، مقدار كربن موجود در بدن آن گياه يا جانورد مرده تغيير نمي كند ، اما راديو كربن موجود به شكل پرتو افشاني و بسيار آرام از ميان مي رود .

كربن نيمه عمري 5730 ساله دارد . به عبارت ديگر ، 5730 سال پس از مرگ هر موجود زنده ، فقط نيمي از راديو كربن اوليه در جسد يافت مي شود ، و بعد از 5730 سال دوم ، يك چهارم از راديو كربن اوليه در آن باقي مي ماند و اين جريان نزولي به همين ترتيب ادامه مي يابد .

با توجه به مقدار كربن خلصي كه در جسد هر گياه يا جانور باقي است ، مي توان مشخص كرد كه راديو كربن يا كربن 14 اوليه در آن چه مقدار بوده است . اختلاف ميان مقدار راديو كربن اوليه و آنچه اكنون در جسد موجود است .

 مدت زماني را نشان مي دهد كه از مرگ آن گياه يا جانور گذشته است . براي مثال ، اگر فقط يك چهرام از راديو كربن اوليه در جسد موجود باشد ، مشخص مي شود كه آن گياه يا جانور 11460 سال پيش مرده است .

نوشته شده توسط مهرزاد بختیاری | لینک ثابت | موضوع: روش راديو كربن چيست ؟ |